مجموعه مقالات همایش ملی اقوام در ایران 1404، دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام و دانشگاه آزاد اسلامی و پژوهشکده چشم انداز و آینده پژوهی، خرم آباد، 24 بهمن 1390.صص:194-183.

                                                                                                         مجتبی مقصودی
                                                                                                          شقایق حیدری

چکیده
در حالی که گروه های قومی خواهان توسعه متوازن و عادلانه همراه با در نظر گرفتن مسائل مربوط به حقوق بشر و پذیرش اصل گوناگونی اجتماعی و لزوم گفتمان بین گروه های قومی مختلف در یک جامعه می باشند، نظام های سیاسی معمولاً خواهان اجرای نوعی از فرایند توسعه هستند که بر اساس آن، وحدت و یکپارچگی اجتماعی آسیب نبیند و به ارکان ثبات جامعه لطمه ای وارد نشود. این دو رهیافت متفاوت، معمولاً در میان آراء گروه های مختلف در جوامع چند قومی نظیر ایران قابل مشاهده است.
با در نظر گرفتن حساسیت و اهمیت مبحث توسعه در جوامع چند قومی، هدف اصلی مقاله حاضر، یافتن پاسخی برای این پرسش مهم است که چه نوع سازوکارهایی می بایست توسط گروه های مشارکت کننده سیاسی و قومی در فعالیت های اجتماعی به کار گرفته شوند تا ضمن تأمین منافع مختلف این گروه ها، در سطح کلان نیز موجب پیشرفت و توسعه آن جامعه گردد. فرض اصلی در این پژوهش آن است که دورنمای تحقق سند چشم انداز بیست ساله ایران، در پرتو توجه به مسئولیت پذیری اجتماعی مشارکتی در جوامع چند قومی می تواند ضامن تأمین منافع گروه های مشارکت کننده و تسریع فرایند توسعه در این گونه جوامع باشد.
در این راستا، نگارندگان پس از مرور وضعیت اجتماعی و اقتصادی استان سیستان و بلوچستان- با تأکید بر قوم بلوچ - در دوره های مختلف تاریخی، به بررسی آسیب شناسانه وضعیت کنونی مردمان بلوچ ساکن مناطق جنوب شرقی ایران پرداخته و سپس به ارائه راهکارهایی جهت بهبود شرایط زیست آنان بر اساس الزامات سند چشم انداز بیست ساله، و در پرتو مدل مفهومی نظریه مسئولیت پذیری مشارکتی مبادرت نموده است.

واژگان کلیدی
ایران، بلوچ، توسعه، سیستان و بلوچستان، سند چشم انداز، مسئولیت پذیری اجتماعی مشارکتی


ادامه مطلب

درج شده در تاریخ چهارشنبه 19 بهمن 1390
طبقه بندی: مقالات، 
برچسب ها: بلوچ، مسئولیت پذیری اجتماعی مشارکتی، سند چشم انداز، توسعه، ایران، گروه های قومی،
پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران؛ اول بهمن 1390
http://jamaran.ir/fa/NewsContent-id_20175.aspx

   اشاره: دکتر مجتبی مقصودی، استاد علم سیاست و رییس انجمن علوم سیاسی ایران، میهمان برگ چهارم اقتراح « برابری قومی؛ بینش عدالت‌طلبانه قومی و مذهبی معمار نظام » پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران است. وی در این گفتگو، با تحلیل تاریخی مساله قومیت در ایران، به تاکید بر رعایت حقوق شهروندی و حقوق قومیت ها، اجرای اصل 15 را نخستین راه چاره می داند و می گوید: نباید در شرایط فعلی اجرای اصول ۱۵ و ۱۹ را به تعلل واگذار نماییم. این استاد علوم سیاسی، در جای دیگری از گفتگو می گوید: متاسفانه همچنان کفه ترازو به سمتی سنگینی می کند که در ایران مسایل قومی  به خارجی ها پیوند زده و از تحلیل و تبیین واقعی، همه جانبه نگر و واقع بینانه سرباز زده می شود.




    آقای دکتر! شما در کتاب «تحولات قومی در ایران؛ علل و زمینه ها» دو  واژه مهم را در حوزه مطالعات قومی مفهوم یابی کردید؛ قومیت و بحران قومی. در ابتدای مصاحبه می خواهم به همین دو مفهوم بپردازیم. برخی از صاحبنظران بر این نکته تاکید دارند ، که در جامعه ایران پدیده و تحولی به نام بحران قومی نداشته و نداریم. برای من جالب بود که شما ضمن نقض این دیدگاه، این بحران قومی را بررسی و تشریح و در مواردی انضمامی و مصداقی کرده، به توصیف و چند و چون آن پرداخته اید. می‌خواهم ابتدا شما تعریفی جامعه شناختی از قومیت در ایران ارائه کنید بعد بحث های بعدی را پی بگیریم.

    قوم و قومیت و هویت قومی با مولفه های فرهنگی مثل زبان، مذهب، پیشینه تاریخی، سنن دیر پا، سمبل های فرهنگی و ...  مورد شناسایی قرار می گیرد.‌ دومین عنصر در شناسایی قوم و قومیت و هویت قومی تعاملات اجتماعی است این تعاملات اجتماعی موجب شکل گیری هویتی به نام قوم می شود. این تعامل به دو گونه است یک تعامل درون قومی و دیگری تعامل با دیگران. تعامل درون قومی باعث انسجام و هویت یابی می شود و تعامل بیرونی هم از طریق غیریت سازی و دیگرشناسی، خود و هویت قومی معنا پیدا می کند سومین عنصر موثر در فهم قوم، قومیت و هویت قومی، آگاهی قومی است. وجود این سه عنصر تعلقات قومی را رقم می زند؛ بدین لحاظ  مفهوم قومیت مفهومی جدیدتر از اقوام است. اقوام در همیشه‌ی تاریخ وجود داشته است اما همزمانی این سه عنصر؛ یعنی وجود شناسه های فرهنگی، آگاهی  های هویتی و تعاملات اجتماعی در قرن بیستم و گسترش وسایل ارتباطی و اطلاعاتی باعث شد جوامع به لحاظ هویتی بیش از گذشته از هم تفکیک شوند و مفهوم هویت قومی برجسته شود


   و آیا در ایران، با همین تعریف شما، مفهوم قومیت شکل گرفته است؟ یعنی مثلا قومیت را با این سه مولفه ای که گفتید می توانیم بر کردها اطلاق کنیم؟

   بله. در ایران نیز هر سه عامل مذکور به ویژه از قرن بیستم موجبات شکل گیری و به مفهوم دقیق تر برجسته سازی هویت های قومی شد. هر چند در گذشته جامعه ایران، جامعه ای ایلی- عشیره ای بوده است، ولی همزمان با شکل گیری مفهوم دولت مدرن، مفهوم قومیت نیز شکل گرفت. به عبارتی هویت های قومی هم متاثر از شکل‌گیری مفهوم ناسیونالیزم در معنای کلان آن در کشور شکل گرفت. با تدوین قانون اساسی و استقرار دولت مدرن هویت ناسیونالیستی جدید و "ما"ی جدید پا به عرصه وجود گذارد. در قبال برجسته سازی این "ما"ی جدید، "ما" های قومی نیز برجسته سازی شد. بعد هم در طول دوران حاکمیت پهلوی این هویت سازی ناسیونالیستی برجستگی و نمود بیشتری پیدا کرد و بارز شد.

    برخی صاحبنظران این نکته را مطرح می کنند که مفهوم قومیت، مفهومی انفعالی و تدافعی است یعنی هویت خواهی های قومی محصول نفی و انکار است. اگر چه در رویکرد کلان؛ انکار و رد این نظریه مشکل می باشد ولی قطعا در ایران برجسته سازی سیاست نفی و انکار بلاموضوع می نماید. به علاوه نباید از یاد برد که بخشی از این هویت سازی ها و هویت خواهی ها محصول دنیای مدرن است. در خلال شناسایی هویت ملی، ابزارهای آموزشی و رسانه ای عصر مدرن، این فرصت را در اختیار ما قرار می دهد که ما هویت محلی و قومی خودمان را هم بشناسیم.



ادامه مطلب

درج شده در تاریخ سه شنبه 4 بهمن 1390
طبقه بندی: نقد، نظر و بررسی،  گفتگو و هم اندیشی،  اخبار،  عمومی، 
برچسب ها: هویت، قومیت، ایران، سیاست، رضاشاه، جمهوری اسلامی، مدرنیته، ناسیونالیسم، توسعه، روشنفکران،

چکیده مقالات همایش بین المللی اسلام و روابط بین الملل، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه گیلان، رشت، 11 اسفند 1389.صص 114 و 115

                                                                                                                مجتبی مقصودی/ منیره عرب

چكیده

   كشورهای اسلامی به دلیل برخورداری از موقعیت های متنوع جغرافیایی، پراكندگی و توزیع جمعیتی در اقصی نقاط جهان و قاره ها و تنوع و گستردگی شرایط اقلیمی، و همچنین غنای فرهنگی از جایگاه و ظرفیت بالقوه بالایی در حمایت از توریسم داخلی و بین المللی برخوردارند.

   در این بین تعدادی از كشورهای اسلامی با اعمال برخی محدودیت ها، سوء مدیریت ها، سیاستگذاری های غلط و تحجر فرهنگی عملكرد موفق و درخور توجهی را به لحاظ توسعه صنعت گردشگری و سرمایه گذاری در این حوزه نداشته اند. در مقابل كشورهایی چون تركیه، مالزی به عنوان كشورهای مسلمان با حفظ ظرفیت ها و فضاهای مذهبی، ارزش ها و شعائر دینی با ارائه ی تسهیلات رفاهی و راهكارهای اجرایی از صنعت گردشگری سهمی مناسب، درخور و رو به رشدی را به خود اختصاص داده اند.

   ایران علی رغم برخورداری از شرایط خاص اقلیمی، تنوع زیستی و غنای تاریخی و فرهنگی از جایگاه قابل توجهی در گردشگری و تبادلات فرهنگی در میان كشورهای اسلامی برخوردار نمی باشد. این امر از یك سو از بی توجهی با ارائه تسهیلات لازم و عدم بهره گیری از راهكارهای علمی در صنعت گردشگری نشأت گرفته و از سویی دیگر منبعث از كاستی ها و خلا های قانون گذاری و ضعف عملكرد نهادهای اجرایی كه گاه به صورت غیررسمی محدودیت هایی را بر صنعت گردشگری كشور تحمیل می نماید، می باشد.

   جمیع این عوامل سبب گردیده كه ایران علی رغم برخورداری از امكانات و قابلیت های گسترده و بهره گیری از موقعیت های فرهنگی، اقتصادی و سیاسی در میان ملل اسلامی از سهم ناچیزی در گردشگری و تعاملات فرهنگی در میان این كشورها برخوردار گردد. حال آن كه كشورهای تركیه و مالزی با تدوین برنامه های اصولی و راهكارهای علمی و پایبندی به این تمهیدات، سعی در توسعه صنعت گردشگری و بهره گیری از مزیت های فرهنگی و اقتصادی آن نموده و در این راستا نیز دستاوردهای قابل توجهی كسب نموده اند.

   این مقاله به دنبال پاسخگویی به این پرسش است كه چه فرصت هایی برای گردشگری در میان كشورهای اسلامی به ویژه ایران، تركیه و مالزی وجود دارد؟ ایران در مقایسه با دو كشور مذكور از چه ظرفیت هایی برخوردار است و دلایل عقب افتادگی صنعت گردشگری ایران چیست و سهم شایسته ایران در عرصه صنعت گردشگری جهان و كشورهای اسلامی چه می باشد و راه های خروج از این تنگنا چیست؟

   در این پژوهش فرضیه نگارندگان این است كه بهره گیری حداقلی از ظرفیت های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی، تكیه بر منابع نفتی و بی توجهی به چرخش سرمایه، تكنولوژی و نیروهای كار در صنعت گردشگری، سوء مدیریت و موانع ساختاری و فرهنگی ایران ( حتی در میان كشورهای اسلامی و به ویژه نسبت به دو كشور تركیه و مالزی )، جامعه ایران را از توسعه شایسته صنعت گردشگری و ارتقاء جایگاه خود در تعاملات فرهنگی در میان كشورهای اسلامی بازداشته است.

   در این پژوهش ضمن اشاره به جایگاه گردشگری در تبادلات فرهنگی و بهره گیری از مزایای اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی آن، به بررسی وضعیت گردشگری در كشورهای اسلامی پرداخته خواهد شد. در این میان نگاهی گذرا خواهیم داشت بر وضعیت گردشگری در كشورهای تركیه و مالزی و در نهایت برضرورت اتخاذ راهكارها و تدابیر لازم از سوی ایران به منظور بهره گیری از فرصت های گردشگری و تبادلات فرهنگی در میان كشورهای اسلامی تاكید خواهد شد.

كلید واژه ها : گردشگری، تبادلات فرهنگی، ایران، تركیه، مالزی، كشورهای اسلامی





درج شده در تاریخ شنبه 3 دی 1390
طبقه بندی: مقالات، 
برچسب ها: گردشگری، توریسم، ایران، مالزی، ترکیه، تبادلات فرهنگی، کشورهای اسلامی،

دومین همایش بازنگری روابط ایران و کشورهای آسیای مرکزی پس از فروپاشی شوروی و چشم انداز آینده، دانشگاه فردوسی مشهد، 4 و 5 آبان 1389.سی دی همایش.صص 282 - 265


     مجتبی مقصودی و منیره عرب

چکیده:

جمهوری های تازه استقلال یافته آسیای مرکزی، پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، به دلیل عدم برخورداری از تجربه کافی در زمامداری، تنش های داخلی، نابسامانی های اقتصادی و فقدان هویت فرهنگی مشترک با مشکلات عدیده ای مواجه بودند؛ لذا در پی توسعه انواع جدیدی از روابط در سطح منطقه برآمدند. این در حالی بود که تجزیه و اضمحلال شوروی و پایان نظام دو قطبی فرصت مناسبی را فراهم نمود تا بازیگران منطقه ای و بین المللی برای دستیابی به نقشی مهم و تأثیرگذار در راستای تحقق اهداف خود گام بردارند.  در این بین موقعیت خاص ژئوپلیتیک ایران در منطقه در کنار علقه های کهن و دیرپای فرهنگی، شرایط مساعدی برای ایفای نقش منطقه ای ایران فراهم نمود؛ که البته نه تنها ایران از این فرصت بی نظیر تاریخی  به خوبی بهره برداری نکرد ، بلکه با اتخاذ سیاست های نامناسب فرصت را به دیگر رقبای منطقه ای واگذار نمود. سرنگونی طالبان در افغانستان و بحران داخلی در تاجیکستان از دیگر فرصت هایی بود که ایران با توجه به توانایی ها و قابلیت های فرهنگی خود در منطقه می توانست برای افزایش قدرت نفوذ و تعاملات منطقه ای خود از آن بهره گیری نماید؛ این بار نیز، دستگاه سیاست خارجی با رویکرد حداکثری و ایدئولوژیک، در راستای برپایی نظامی سیاسی بر پایه مدل جمهوری اسلامی گام برداشت که با بی رغبتی داخلی، واکنش قدرت های بزرگ و مقاومت کشورهای منطقه رو به رو شد  و در نهایت کمرنگ شدن نقش ایران را در پی داشت. در میان کشورهای فارسی زبان، با توجه به ظرفیت های بالقوه اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی، ایران می تواند نقش پررنگ و مهمی در همگرایی و وحدت منطقه ای داشته باشد. در این مقاله سعی شده مشخص شود چه الزامات و ضرورت هایی برای بازنگری مناسبات ایران با کشورهای فارسی زبان وجود دارد و ایران چه رویکرد ، مواضع و کارکردهایی را باید در این عرصه در پیش گیرد؟ فرضیه پژوهش این است که با توجه به اشتراکات فرهنگی-   هویتی کشورهای فارسی زبان به ویژه ایران ، افغانستان و تاجیکستان و لزوم همگرایی منطقه ای ، ایران از توانایی ها و قابلیت های لازم برای افزایش قدرت نفوذ و ایفای نقشی کلیدی در منطقه برخوردار است. همچنین در نوشتۀ حاضر، ضمن بررسی جایگاه  همگرایی منطقه ای از دیدگاه سازه انگاری و در راستای تحقق اهداف همگرایی منطقه ای فارسی زبانان، بر ضرورت های توجه و بهره گیری بیشتر ایران  از ظرفیت های عمیق فرهنگی- هویتی( به ویژه عنصر مشترک زبانی ) با تأکید بر بازنگری در مناسبات ایران با حوزه فارسی زبانان پرداخته خواهد شد و نقش ، سهم و مسئولیت کلیدی و تاریخی ایران  مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

كلید واژه ها : سازه انگاری، سیاست خارجی، ایران، افغانستان، تاجیکستان، فارسی زبانان



ادامه مطلب

درج شده در تاریخ سه شنبه 15 آذر 1390
طبقه بندی: مقالات، 
برچسب ها: ایران، سیاست خارجی، تاجیکستان، افغانستان، سازه انگاری، فارسی زبانان،


تمدن ایرانی؛ فراسوی مرزها
مجتبی مقصودی - ماندانا تیشه یار
تهران: انتشارات تمدن ایرانی، 1388
چاپ اول،173 صص



مقدمه

هنگامی که از ”تمدن“ صحبت به میان می‌آید، انسان ناخودآگاه به یاد گذشته‌های دور می‌افتد. گویی که این کلمه باری از قدمت و دیرینگی را به دوش می‌کشد. تمدن در نگاه نخست، یادآور ویژگی‌ها و خصوصیاتی است که مردم هر سرزمین از دیرباز روابط اجتماعی، شیوه زیست، نحوه حکومت‌داری، ارتباطات درون فرهنگی و مراودات خود با سایر اقوام و جوامع را براساس آن بنیان نهاده و بسیاری از آنها را نسل به نسل، به فرزندان خود منتقل نموده‌اند و اینک ما را به وارثان میراث عظیم بدل ساخته‌اند.

این برداشت از تمدن البته گویای همه واقعیت وجودی آن نمی‌تواند باشد زیرا پویایی و تحول تمدن‌های قدیم و زایش تمدن‌های جدید طی سده‌های اخیر و تداوم این تحول تا عصر حاضر، موجب شده است که ما جز میراث داران تمدن‌های کهن، از نقش و جایگاه دیگری را نیز برخوردار باشیم.

براین اساس مردمان هر دوره از جمله دوران معاصر جز وظیفه حفظ و انتقال پیشینه فرهنگی ـ تمدنی سرزمینی که به آن تعلق دارند، می‌بایست به نوبه خود از عهده فرآیند تمدن‌سازی نیز برآیند و چیزی را بر کاروان در حال حرکت و پویای تمدن بشری بیافزایند. این امری اجتناب‌ناپذیر است و سستی و انفعال در مقابل آن و یا گریز از آن مانع از آن نخواهد شد که نسل‌های آینده به دوران ما به عنوان دوران رشد و شکوفایی یک تمدن نوین و یا مقوم تمدنی کهن بنگرند و یا آنکه این عصر را دوران انحطاط تمدنی و واماندگی از قافله پیشرفت بشری بنامند.

از این منظر، تمدن نمی‌تواند امری قدیمی، دور از دسترس و غیرقابل تغییر باشد. تمدن‌ها در هر عصر با انسان‌ها به دنیا می‌آیند، زندگی می‌کنند و بعد از آنان همچنان به حیات خود ادامه می‌دهند. این تنها پیشینیان نبودند که وظیفه تمدن‌سازی را بر عهده داشتند، ما نیز نقش ویژه‌ای در ایجاد، احیا، حفظ و تقویت عناصر تمدنی عصر خود بر عهده داریم.

با این همه نمی‌توان انکار کرد که توجه به مسائل تمدن و تحولات تمدنی در قرن گذشته تحت‌الشعاع بسیاری از معادلات سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی و ایدئولوژیک بوده و کمتر مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. در واقع با نگاهی به پیشینه بحث‌های تمدنی در سده گذشته به جز مواردی معدود همچون آثار آرنولد توین بی که با بررسی 26 تمدن، بحث‌های نوینی را در حوزه شناخت تمدن‌ها مطرح نمود و یا فوکوتساوا یوکیشی که کتاب ارزشمند ”نظریه تمدن“ او به واسطه تأثیر بسزایی که در رشد و توسعه ژاپن در قرن بیستم بر جای گذاشت، توسط یونسکو به عنوان یکی از آثار برگزیده انتخاب شده است، به ندرت می‌توان به مطالبی بدیع و جامع در زمینه ویژگی‌های تمدنی در عصر حاضر دست یافت.


ادامه مطلب

درج شده در تاریخ جمعه 11 آذر 1390
طبقه بندی: کتاب ،  عمومی، 
برچسب ها: تمدن ایران، هویت، ایران، حوزه فرهنگی، ایران باستان، تقسیمات کشوری، سند چشم انداز،
اطلاعات سیاسی- اقتصادی،سال بیست و دوم، شماره 245-246،بهمن و اسفند 1386: 221 - 202

مجتبی مقصودی و منیره عرب


چكیده
    سرویس پیام كوتاه، در زمره آخرین دستاوردهای فناوری ارتباطی در یك دهه اخیر، طیف وسیعی از كاركردها و در مواردی كژكاركردی ها در سطح جهان و جامعه ایران را به همراه داشته است. نویسندگان مقاله با عطف توجه به گسترش بی سابقه این ابزار ارتباطی در سطح جامعه و به ویژه جوانان و دغدغه های حاصل از آن، با دستمایه قرار دادن نظریه كاركردگرایی، به طرح نكات فنی و تكنیكی از SMS مبادرت ورزیده و در ادامه مقاله، به طرح ویژگی ها و كاربردهای آن پرداخته اند.
    تاریخچه SMS در ایران و كاركردهای گوناگون، به ویژه كاركردهای سیاسی- انتخاباتی و رقابتی آن در دو انتخابات اخیر كشور، بخش دیگری از این پژوهش را تشكیل می دهد.
    نویسندگان اثر، در آخرین بخش مقاله، تجربه برخی كشورهای توسعه یافته در اروپا و اقیانوسیه، كشورهای شرق آسیا و خاورمیانه را نیز مورد توجه قرار داده و نسبت میان SMS با موضوعاتی نظیر انتخابات، جنبش های سیاسی و دموكراسی را به بحث و بررسی كشیده اند.
واژگان کلیدی: سرویس پیام كوتاه، ایران، كاركرد گرایی، انتخابات، جنبش های سیاسی و دموكراسی


ادامه مطلب

درج شده در تاریخ دوشنبه 2 آبان 1390
طبقه بندی: مقالات، 
برچسب ها: sms، سرویس پیام کوتاه، ایران، دموکراسی، جنبش های سیاسی، کارکردگرایی، انتخابات،

تحولات سیاسی اجتماعی ایران 1357 - 1320
به اهتمام: دکتر مجتبی مقصودی
چاپ سوم، تهران، انتشارات روزنه، 1388

464صص





مقدمه چاپ دوم
تاریخ‌نگاری یا بازنمایی مكتوب گذشته سیاسی – اجتماعی و طرح حوادث و رخدادهای مهم و تأثیرگذار در ایران معاصر، رویكردها و گفتمان‌های متنوعی را تجربه كرده است، همچنان‌كه محصول زمانه و واقعیت‌های سیاسی – اجتماعی كشور است، از گفتمان‌های غالب و مسلط تأثیر پذیرفته؛ به علاوه خود در شكل‌دهی و تقویت بنیان‌های گفتمانی و رهگیری مؤلفه‌ها و سازه‌های آن نقش درخور توجه و به گونه‌ای دیالكتیكی ایفا می‌نماید.
با چنین مقدمه‌ای از طرح این سؤال گریزی نیست كه كتاب «تحولات سیاسی – اجتماعی ایران 57 – 1320» كه به قلم 17 تن از پژوهشگران دانشگاه‌های مختلف به رشتۀ تحریر درآمده است تحت تأثیر چه فضا، متغیرها و مناسباتی بوده است و جهت‌گیری نهایی و كلان خود را چگونه انتخاب و هدف‌گذاری كرده است؟ در ایضاح این پرسش ذكر این نكته ضروری می‌رسد كه اصولاً در ایران معاصر طیف وسیعی از تاریخ‌نگاری‌ها قابل شناسایی و طبقه‌بندی است. از تاریخ‌نگاری‌های آرمانی – نوستالژیك، استعماری، حكومتی – دولتی، ژورنالیستی و نهایتاً علمی را می‌توان نام برد و به تشریح ویژگی، مضمون و محتوا و... هر یك پرداخت.



ادامه مطلب

درج شده در تاریخ جمعه 29 مهر 1390
طبقه بندی: کتاب ، 
برچسب ها: ایران، تحولات سیاسی اجتماعی، متفقین، مصدق، طبقه متوسط، اصلاحات ارضی، رضا شاه، نفت شمال، کودتای 1332، احزاب چپ، حزب توده، آیت ا... خمینی،

 تحولات قومی در ایران؛ علل و زمینه ها
نویسنده: دکتر مجتبی مقصودی
چاپ دوم، تهران: موسسه مطالعات ملی، 1382
512صص




درج شده در تاریخ شنبه 23 مهر 1390
طبقه بندی: کتاب ، 
برچسب ها: اقوام، قومیت، کردها، عرب ها، بلوچ ها، ترکمن ها، آذری ها، ایران، بحران های قومی، تحولات قومی،
مقدمه

   تعدد و تنوع اقوام تشكیل دهنده جامعه ایران به نحوی است كه اطلاق واژه‌ "جامعه چند قومی" بر تركیب جمعیتی آن، از واقعیتی غیر قابل انكار خبر می‌دهد. حضور و زندگی قومیت‌های مختلف چون فارس‌ها، آذری‌ها، كردها، بلوچ‌ها، تركمن‌ها، عرب‌ها و لرها در جوار یكدیگر و در چارچوب جغرافیای سیاسی واحد، بیانگر تنوع فرهنگی - قومی جامعه ایران است.
   در واقع الگوی فرهنگی - قومی كشور ایران همانند فرش‌های چشم نواز و نفیس كشورمان كه برغم ویژگی‌های مشترك، از رنگ‌ها و طرح‌های متمایز و متنوعی بهره برده و بافته شده‌اند، الگوی پیچیده‌ای متشكل از گروه‌های قومی، زبانی، مذهبی، نژادی، فرهنگی و منطقه‌ای را به معرض نمایش می‌گذارد، تا جایی كه به جرات می‌توان ادعا كرد این تنوع و پیچیدگی، خصیصه بنیاد - نه خاص - جامعه ایران است.
   در طول تاریخ، هر یك از اقوام ساكن در ایران به سهم خود در نضج، دوام و استمرار تمدن ایرانی شركت داشته و به رغم نشیب و فرازهای فراوان، توانسته اند به طرق مختلف، حیات سیاسی این مرز و بوم را پاس بدارند.
   اگر همنوایی، همدلی و همزیستی مسالمت آمیز و برادرانه را به عنوان قاعده‌ای كلی بر مناسبات اقوام ایرانی بپذیریم، در كنار این قاعده، برهه‌هایی نیز وجود داشته كه بر این روابط، سطوح مختلفی از تنش، منازعه و بحران حاكمیت پیدا كرده است.
   این برهه‌ها در تاریخ معاصر ایران، به ویژه در یك صد ساله اخیر به تعداد معدودی قابل شناسایی و طرح و بررسی است. سال‌های اولیه پس از پیروزی انقلاب مشروطیت، اواسط دهه 1320 ه.ش و نیز اولین سال‌های پیروزی انقلاب اسلامی، سه مقطعی هستند كه در تاریخ معاصر ایران به واسطه شدت و دامنه بحران، طول زمانی مناقشات، نوع و میزان درخواست‌ها، حجم تلفات، صدمات و خسارات، از جایگاه ویژه‌ای برخوردار می‌باشند.
  

ادامه مطلب

درج شده در تاریخ جمعه 22 مهر 1390
طبقه بندی: کتاب ، 
برچسب ها: ایران، قوم، قومیت، تحولات قومی، بحران های قومی، کرد، آذری، عرب، بلوچ، ترکمن،
فصلنامه مطالعات ملی؛ سال چهارم، شماره 13، پاییز 1381:  206 - 185
                                                                                                                  
دکتر داود میر محمدی

الف) شناسنامه اثر
   كتاب “تحولات قومی در ایران؛ علل و زمینه‌ها”، تألیف دكتر مجتبی مقصودی در سال 1380 توسط مؤسسه مطالعات ملی با قطع وزیری و در 512 صفحه انتشار یافت و در فروردین 1382 به چاپ دوم رسید. این كتاب متشكل از هفت بخش و 19 فصل است كه منازعات و بحران‌های قومی را از ابعاد سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، روان‌شناختی و تاریخی مورد بررسی قرار داده است. به لحاظ ساختاری، كتاب را می‌توان به چهار قسمت اصلی تقسیم كرد:
1- قسمت نخست كه رویكردی نظری دارد و نویسنده در آن سعی كرده است رهیافت‌های مهم نظری را كه به كمك آن می‌توان بحران‌ها و ستیزهای قومی را تحلیل و تبیین نمود، ارائه نماید. این قسمت از كتاب سه بخش و هشت فصل (239 صفحه) را به خود اختصاص داده است.
2- قسمت دوم، رویكردی عملی و واقع‌گرا دارد. در این قسمت نویسنده كوشیده است بحران‌های قومی تاریخ معاصر ایران را در دو مقطع پس از انقلاب مشروطه (بین دو انقلاب) و بعد از انقلاب اسلامی در قالب دو بخش (بخش‌های چهارم و پنجم) و هفت فصل (فصل‌های نهم تا پانزدهم) بررسی و تشریح كند.
3- در قسمت سوم یافته‌های تحقیق ارائه شده است. نویسنده در این قسمت علل و زمینه‌های بروز بحران‌های قومی در ایران را براساس مدل نظری و مفهومی در قالب یك بخش (ششم) و چهار فصل در 55 صفحه ارائه كرده است.
4- قسمت انتهایی كتاب (بخش‌ هفتم) را جمع‌بندی مباحث، نتیجه‌گیری و پیشنهادات تشكیل می‌دهد كه جمعاً شامل 14 صفحه می‌گردد. و در آخر، كتاب با ارائه فهرست منابع، مآخذ، یادداشت‌ها و نمایه‌ به پایان رسیده است.

ادامه مطلب

درج شده در تاریخ جمعه 22 مهر 1390
طبقه بندی: کتاب ،  نقد، نظر و بررسی، 
برچسب ها: تحولات قومی، اقوام، قومیت، ایران، کرد، عرب، بلوچ، آذری، ترکمن، بحران های قومی،
فصلنامه مطالعات ملی؛ 25، سال هفتم، شماره 1، 1

                                                                   نوشته: نصرت ا... بختورتاش
                                                                               بررسی و نقد: مجتبی مقصودی

كتاب «تاریخ پرچم ایران از باستان تا امروز» پژوهش و نوشته‌ی دكتر نصرت‌ا... بختورتاش در 568 صفحه به اضافه‌ی 16 صفحه عكس و تصاویر رنگی از پرچم ایران در دوره‌های مختلف به‌ شمارگان 2200 نسخه توسط انتشارات بهجت به صورتی نفیس و گالینگور با روبان‌هایی به رنگ‌های پرچم سه رنگ ایران سبز، سفید و قرمز، در سال 1383 به قیمت 12500 تومان منتشر شد.

مقدمه

آدمی از روزگاران بسیار دور و پیش از تاریخ، از پیكر یا چهره‌ی جانوران نشانه‌هایی برای خود برمی‌گزیده‌ است. الفباهای نخستین و گوناگون ریشه‌ای از پیكره و اندام گیاهان و جانوران دارد و نمونه‌هایی از خط هیروگلیف كه در دست است یادمانی از روزگار كهن می‌باشد.
در كشور ما ایران نیز كه تاریخی كهن و فرهنگی ژرف دارد نیز از پیكره‌ی خورشید، ماه، اختران و نماد دام‌ها مانند: گوسفند، اسب سفید و گراز و ددان هم‌چون: شیر، پلنگ، گرگ و پرندگان همانند: شاهین، كبوتر و نیز برخی گیاهان چون برگ زیتون و خوشه‌ی زرین برای درفش‌ها و روی سكه‌ها بهره‌برداری كرده‌اند.
چرا انسان به این نمادها دلبستگی دارد؟ آیا خواستن و دلبستگی به این نگاره‌ها كه نمودار دلیری، نیرومندی و بلندپروازی یا زیبایی و سرفرازی به‌شمار می‌آید، نشان و یادمانی از دوران‌های نخستین و وحدت و یكپارچگی تاریخی ملت‌ها نیست؟
همچون توتم  كه نماد ویژه كلان2 است و كارویژه‌های وحدت‌بخش و شناسه‌ی خویشاوندی، یگانگی و سرنوشت‌ تاریخی مشترك دارد. درفش (بیرق ـ پرچم) نیز نماینده‌ی گروهی از «جمعیت» است كه دارای «قلمرو» بوده و زیر نفوذ حاكمیت یك «قدرت برتر» اداره و رهبری می‌شود را به معرض نمایش می‌گذارد (صص 11-13).
برگزیدن رنگ‌ها، پیكره‌ها و نشانه‌های پرچم‌ها بی‌شك با شیوه‌ی اندیشه، هدف، آرمان‌ ملی، صلح‌دوستی و نوع‌پرستی، كیش و ملیت و موقع جغرافیا و سرانجام توتم‌های  تیره‌ها بستگی گسست‌ناپذیر داشته و دارد.
مردمانی كه از گذشته‌ی دور در كنار دریاها و اقیانوس‌ها زندگی می‌كرده و به داد و ستد و بازرگانی از راه دریا می‌پرداخته، رنگ آب در اندیشه و درون آن‌ها جای دارد. چنان‌كه كشور چین یا سرزمین خورشید بر گوشه‌ی پرچم خود نقش خورشید را دارد.
امروزه، پرچم‌های بسیاری وجود دارد كه بر آن‌ها نقش جانوران، ستاره، خورشید، ماه، پرندگان، درخت، گل و گیاه و شمشیر دیده می‌شود. رنگ‌ها نیز ضمن آن‌كه با صلح‌دوستی مردم بستگی دارد، با شور و احساس آنان نیز در پیوند است. در برخی از دین‌ها مانند اسلام رنگ سبز مورد احترام و علاقه‌ی پیروان دین است. زیرا نماد و نشانه‌ی ویژه‌ی پیشوایان بوده است. رنگ سرخ، رنگی انقلابی، شورانگیز و مصداق تلاش‌ها، كوشش‌ها و خون‌های ریخته‌شده در راه آرمان‌های بزرگ آیینی و ملی را بیان می‌كند كه گاه رنگ و زمینه اصلی پرچم‌ها و گاه بخشی از رنگ یك پرچم را تشكیل می‌دهد (صص 10-15).




ادامه مطلب

درج شده در تاریخ پنجشنبه 14 مهر 1390
طبقه بندی: نقد، نظر و بررسی، 
برچسب ها: پرچم، ایران،

چکیده مقالات همایش: ایران، سیاست، آینده شناسی، تهران: انجمن علوم سیاسی ایران،1389، ص 107

                                                                                  مجتبی مقصودی

     در آستانه ورود به دومین دهه قرن بیست ویکم و علیرغم  افزایش مشارکت و  حضور فعالانه زنان در اکثر حوزه های اجتماعی- فرهنگی و سیاسی در سطح ایران ، منطقه و جهان؛ ارتش و نیروهای مسلح ایران کم وبیش به لحاظ ساختاری با تفکیک جنسیتی و در قامتی مردانه حضور زنان را در بخش های مختلف نیروهای مسلح ارتش  به ویژه رزمی ، صف و فرماندهی و رده های میانی و بالا  تجربه نمی نماید و علیرغم عدم وجود ممنوعیت های قانونی برای عضویت زنان در نیروهای مسلح کشور، به زنان تنها فرصت حضور محدود، کمرنگ و در سایه را در مسئولیت های اداری،پزشکی و پرستاری را داده است و این در حالی است که در بخش قابل توجهی از ارتش های جهان مشارکت زنان درصفوف میانی فرماندهی و عملیات رزمی امری طبیعی و اجتناب ناپذیر تلقی می شود. از جبهه های جنگ عراق و افغانستان تا ساختار ارتش چین و کره شمالی و ارتش های حرفه ای در بیش از یکصد کشور جهان و...
     قطعا عوامل و زمینه های مختلفی درعدم فراخوان وجذب زنان در نیروهای مسلح ارتش جمهوری اسلامی ذیمدخل است از موانع فرهنگی، اجتماعی، ساختاری تا ملاحظات ایئولوژیک و دینی نظام سیاسی در ایجاد این وضعیت موثر می باشد
     از زمان تاسیس ارتش نوین در ایران از اوایل دهه سوم قرن بیستم و بجز آخرین دهه حکومت پهلوی که به صورت محدود از زنان در ساختار نیروهای ارتش ایران بهره جست ؛ ارتش ایران تا کنون بعضا دارای ساختاری مردانه بوده است . از منظر آینده پژوهی با توجه به شرایط و روندهای موجود و تلقی بخشی از نیروهای اجتماعی و از جمله اقشار قابل توجهی از زنان نسبت به این سیاستگذاری به عنوان تبعیض مثبت و به ویژه عدم مطالبات مشارکتی زنان برای عضویت و ایفاء نقش و جایگاه موثر در نیروهای مسلح ،بنظر نمی رسد در کوتاه مدت تغییر جدی در این وضعیت پدید آید هر چند در درازمدت از این مشارکت گریزی نیست.

کلید واژه ها: مشارکت زنان، نیروهای مسلح، ارتش، ایران، آینده پژوهی





درج شده در تاریخ چهارشنبه 13 مهر 1390
طبقه بندی: مقالات، 
برچسب ها: زنان، مشارکت زنان، نیروهای مسلح، ارتش، ایران، آینده پژوهی،
فصلنامه روژه ف ،سال چهارم ، شماره 11،12 و 13، بهار ، تابستان و پاییز1388، ص 138 - 121

 مجتبی مقصودی
 چکیده:
    نویسنده در این مقاله به دنبال پاسخ به این پرسش اصلی است که در تعریف منافع ملی کشور، اقوام چه جایگاهی را به خود اختصاص داده‌اند؟ در ادامه نگارنده استدلال می‌کند، فقدان اولویت‌بخشی به اهداف و منافع در سطح داخلی و خارجی در کنار ساده‌سازی صورت مسئله قومیت‌ها و نگاه توطئه‌انگارانه و امنیتی به مناطق و تقاضاهای قومی به عنوان بخشی از ویژگی‌ها و مؤلفه‌های تأثیرگذار بر پروسة تصمیم‌گیری در جمهوری اسلامی ایران شرایطی را پدید آورده است تا موضوع قومیت‌ها کماکان شناور و در زمرة مسائل حساس و کلیدی کشور قرار داشته و چشم‌انداز آن در فضای نوین بین‌المللی و منطقه‌ای متلاطم به نظر برسد. نویسنده در راستای تبیین و تحلیل فرضیة اصلی خود ضمن بررسی ابعاد نظری و وجوه مختلف مفهوم "منافع ملی" و اشاره تاریخی‌ـحقوقی به تجربة جهانی و الگوهای موجود ادارة جوامع چندقومی و از جمله تجربة یکصد سالة اخیر ایران تلاش نموده است تا ضمن نسبت‌سنجی میان منافع ملی و قومیت‌ها در ایران دو الگوی "نظم درونی" و "مدیریت منافع متکثر"را به ترتیب برای جامعه و نظام سیاسی کشور در کنار ضرورت اولویت‌بخشی به اهداف و منافع ملی به‌ویژه در حوزة قومیت‌ها به عنوان یافته‌های پژوهش ارائه و پیشنهاد نماید.

 واژگان کلیدی: منافع ملی، قومیت، ایران، نظم درونی، نظم بیرونی

ادامه مطلب

درج شده در تاریخ دوشنبه 11 مهر 1390
طبقه بندی: مقالات، 
برچسب ها: منافع ملی، قومیت، ایران،
چه چالش هایی هویت ایرانی را تهدید می کند؟



 انجمن علوم سیاسی ایران دومین نشست خود را از سری نشست های نقد و بررسی کتاب برگزار کرد . در این نشست کتاب « بنیادهای هویت ملی ایران » اثر دکتر حمید احمدی که از سوی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری منتشر شده‌ است با حضور جمع کثیری از علاقمندان ، در دفتر جدید انجمن علوم سیاسی ایران مورد نقد و بررسی قرار گرفت . این نشست با حضور و مشارکت استاد کاوه بیات، دکترکاووس سیدامامی، دکتر مجتبی مقصودی و حمید احمدی در عصر روز 29/1/1390 برگزار شد . در ابتدا از مولف کتاب تقاضا شد که به طور مختصر این کتاب را معرفی کنند.

ادامه مطلب

درج شده در تاریخ دوشنبه 11 مهر 1390
طبقه بندی: نقد، نظر و بررسی،  گفتگو و هم اندیشی،  اخبار، 
برچسب ها: هویت ملی، ایران، حمید احمدی، کاوه بیات، کاووس سید امامی،
رهیافت سیاسی و بین المللی ، سال پنجم، شماره 19 ، پاییز 1388( علمی _ پژوهشی ): 118 - 79
 

                                                                                                                                                               مجتبی مقصودی
منیره عرب
                                                                                                                                                                                                                                                       
چکیده
   قوانین اساسی یکی از ابزارهای فهم سیاست خارجی کشورها به شمار آمده و به واسطه ی تعیین اصول و اهداف کلی در حوزه سیاست خارجی، از جایگاهی ویژه برخوردارند. قوانین اساسی در تمامی کشورهای جهان به عنوان منبعی موثق در ترسیم راهبردها و کنش های سیاست خارجی در نظر گرفته می شود.
   قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که پس از پیروزی انقلاب اسلامی تدوین و به تصویب رسید،عمدتا متأثر از آموزه های مذهبی و ایدئولوژی اسلامی بود. در این قانون اساسی؛ سیاست خارجی از مقولاتی است که نگاهی در خور توجه به آن مبذول شده و از جایگاهی ویژه  برخوردار گردیده است، چنان که این سیاست خارجی در قالب ماهیت انقلابی و متأثر از فضای ایدئولوژیک نظام درصدد است که با طراحی جامعه آرمانی و ارائه ی الگوهای جدید رفتاری؛ راهکاری ویژه در روابط خارجی ایران با بازیگران دولتی ، غیردولتی و نهادهای بین المللی و منطقه ای و حتی مسایل و موضوعات مبتلابه ایران، جهان اسلام و مسلمانان و نظام بین الملل  ترسیم نماید.
   در این پژوهش ضمن پرداختن به نظریه نهادسازی، چگونگی شکل گیری سیاست خارجی درقانون اساسی ایران، در مرحله تصویب و بازنگری مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. مقایسه جایگاه سیاست خارجی در دو قانون اساسی مشروطه و نظام کنونی نیز از اهمیت شایانی برخوردار است که در بخشی دیگر از مقاله به این مهم پرداخته شده است و ویژگی ها و رویکرد های هر یک مورد توجه قرار خواهد  گرفت.  در آخرین بخش مقاله با بهره گیری از مطالعات تطبیقی به بررسی جایگاه سیاست خارجی در قوانین اساسی کشورهای آمریکا، فرانسه، هند، ترکیه و افغانستان در مقایسه با قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران پرداخته خواهد شد.
    به لحاظ روش شناسی این پژوهش با بهره گیری از روش  مطالعات تطبیقی و تحلیل گفتمان قوانین اساسی  انجام  شده است . متن قوانین اساسی 6 کشور مورد مطالعه و نیز صورت مذاکرات مجلس شورای ملی ( دوره نخست)،  مجلس خبرگان قانون اساسی وشورای بازنگری به عنوان منابع دست اول و در مواردی برخی منابع دست دوم مستند یافته های پژوهشی این مطالعات می باشد.

كلید واژه ها: قانون اساسی، سیاست خارجی، ایران، مطالعه تطبیقی، نهاد سازی، تحلیل گفتمان


مشاهده متن کامل مقاله

درج شده در تاریخ شنبه 26 شهریور 1390
طبقه بندی: مقالات، 
برچسب ها: قانون اساسی، سیاست خارجی، ایران، مطالعه تطبیقی،
(تعداد کل صفحات:2)      [1]    [2]   

درباره

دانشیار رشته علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی - واحد تهران مرکزی
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نظر سنجی
ارزیابی شما از وضعیت این سایت






صفحات جانبی
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

mehfa

فالmehfa.com

mehfa.com

mehfa.com